تبليغاتX
اتاق حقیقت - در کجای صنعت توریسم دنیا قرار داریم؟

اتاق حقیقت

صنعت توريسم در دنيا يكي از بزرگترين و مهمترين منبع درآمد ارزي براي كشورهاست؛ و طبق آمار رسمي ساليانه ۷۰۰ ميليارد دلار كشورهاي دنيا از اين صنعت بزرگ كسب درآمد مي كنند. اما سهم ايران سالانه بر طبق آمار رسمي سازمان جهانگردي از صنعت توريسم خارجي زير ۷۰۰ هزار دلار و بر طبق آمار غير رسمي چيزي حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار دلار است كه اين رقم در مقابل درآمد ديگر كشورها بسيار ناچيز است. متاسفانه در ايران هيچ تلاشي براي جذب بيشتر توريسم صورت نمي گيرد و تمامي حرفها و حديثها در اين مورد به شعار بيشتر شبيه است تا عمل. و وقتي علت سفر نكردن توريسم خارجي را به ايران جويا مي شويم، مسئولان اين امر، علت واهي رسانه هاي بيگانه را كه به مردم دنيا القاء كرده اند ايران كشوري ناامن است را بيان مي كنند. شايد اين موضوع حداكثر10% بر روي مردم دنيا تاثير بگذارد. زيرا امروزه ديگر مثل گذشته نيست كه مردم چشم و گوش بسته حرفهاي اين رسانه و يا آن رسانه را بپذيرند. بلكه مسئله از جايي ديگر آب مي خورد. برايتان مثالي نقل مي كنم تا اين موضوع بيشتر نمايان شود:

اگر در محله اي عده اي با شما دشمن باشند و تا توان دارند روبرو و  پشت سر شما حرفهاي نامربوط بزنند و بگويند مثلا شما انساني بد اخلاق هستيد كه در اولين برخورد به طرف مقابل فحاشي مي كند، شما در مقابل چه مي كنيد؟ وقتي شما يك نفر هستيد و ديگران 5 نفر، آيا مي توانيد با آنان بجنگيد؟ مسلما اين راه براي نشان دادن حرف اشتباه ديگران، تاثيرات منفي بيشتري دارد؟ پس چه مي كنيد؟ بهترين راه حل د عوت از اهالي محل و بخصوص بزرگان آن محل است كه در جشني به فلان مناسبت در منزل شما جمع شوند و شما نيز از مهمانان به بهترين نحو ممكن پذيرايي نماييد. اگر در روز اول حتي مهمانانتان هم كم باشند و اين جشن دو يا سه روز ادامه داشته باشد مسلما در روزهاي بعد مهمانانتان بيشتر خواهد شد و يا اگر همان يك روز را برنامه داشتيد، همان عدهء قليلي كه به مهماني آمده اند به ديگران خواهند گفت كه شما آن شخصيتي نبوديد كه دشمنانتان از شما ياد ميكردند.

فكر مي كنم آنچه را كه بايد مي گفتم براحتي با اين مثال رساندم. اما ما برخلاف آنچه كه بايد انجام دهيم، سكوت را اختيار كرده ايم و فقط هر از گاهي در يك كنفرانس مطبوعاتي و راديو و تلويزيوني و يا در يك شهر  رئيس جمهور بايد از حقمان دفاع كند و ديگر مسئولان و حتي خودمان دفاع از حق مسلممان را فراموش كرده ايم. صدا و سيماي ما با داشتن 8شبكه ماهواره اي هنوز اقدام به پخش مناظر زيبا و تاريخي از كشورمان نكرده است. و اگر هم اقدام به پخش اينگونه برنامه ها كرده باشد، بسيار گذرا و سطحي بوده است. در حاليكه پخش مناظر تاريخي ما حداقل ۱۰۰۰ قسمت به طول خواهد انجاميد. چقدر مردم دنيا پرسپوليس را مي شناسند. شهري كه در دوره هخامنشيان بعنوان پايتخت انتخاب گرديد و در همان زمان داراي دانشگاه و سيستم آب و فاضلاب شهري بوده است، آنهم در زماني كه اروپاييان يكديگر را مي كشتند و گوشت هم را مي خوردند. سيستم آب وفاضلابي  كه اكنون دنيا در حال استفاده از آن است در شهري با قدمت طولاني وجود داشته است. شهري با قدمت 2500سال را هيچ كس به خوبي نمي شناسد. چرا؟ آيا در اين راه صدا و سيما كوتاهي نكرده است. اما اين ايرادات فقط به رسانه ها و مسئولان بر نمي گردد. حتي توليد كنندگان و صادر كنندگان ما نيز آنچنان كه بايد و شايد در اين راه تلاش نمي كنند. محصولاتي كه از ايران خارج مي گردد، هيچ كدام داراي عكسهاي تزئيني از نقاط مختلف ايران نيست، بلكه توليدكنندگان فقط به فكر صادرات اندك محصول هستند. حتي ورزشمردان و نيز دولتمردان ما نيز نتوانسته اند  اين مهم را باور كنند كه ورزش نيز درآمدزاست و از راه آن مي توان به غير از سرازير نمودن درآمدهاي ريالي و ارزي بسيار براي ورزش، جذب توريست بسياري براي كشور نمود. باز نمونه اي ديگر: چند سال پيش يكي از بزرگترين كسوفهاي دنيا رخ داد؛ ناسا بر حسب وظيفه خود كه بحث علمي بود، نام بهترين شهر را براي ديدن كسوف اعلام نمود و آن شهر جايي نبود جز اصفهان در ايران خودمان. اما جالبترين نكته در مورد اين موضوع اين بود كه تركيه براي جذب ميليونها توريست اقدام به چاپ تمبر براي اين كسوف عظيم بود كه آنان را دعوت مي نمود تا كسوف ناقص را از تركيه ببينند؛ و از اين راه چيزي حدود ۳۰۰ميليون دلار به جيب زد، در حالي كه ما نشستيم و منتظر مانديم تا روز موعود فرا رسد و در آن هنگام شروع به تبليغات گسترده نموديم. حدود ۲۴ ساعت مانده به رخ دادن اين پديده، تلويزيون ملي ايران شروع به تبليغات داخلي نمود كه ارزش چنداني نداشت. حقيقت ماجرا اين است كه آنقدر راه حل براي جذب توريست وجود دارد كه در يك كتاب چند جلدي هم نمي توان آن را جمع كرد. اينگونه است كه آدمي شك مي كند كه: شايد مسئولان به عمد، انجام برخي كارها را به تاخير مي اندازند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 3:4  توسط محمدرضا بلبل پور  |