آيا مي دانيد كه دربعضي ازكشورهائي كه قبلامستعمره بودند و زبان و رسم الخط بومي مرسوم بود،در حال حاضر، زبان و رسم الخطي بيگانه به عنوان خط رسمي مورد استفاده قرار مي گيرد؟آيا مي دانستيد كه در ايران نيز قرار بود در سالهاي قبل از انقلاب،اين نوع تغييرات صورت گيرد؟فعلا كاري به علت اين نوع تصميم هاندارم،ليكن مي خواهم عرض كنم اگر چنين تغييري انجام مي پذيرفت،چه اتفاقي مي افتاد؟به نظر من،اگر چنين كاري در ايران صورت مي گرفت،كمترين نتيجهءآن اين ميشد كه بعد از يك يا دو نسل،كمتر كسي مي توانست كتابهاي نوشته شده به زبان فارسي را بخواند.تصورش را بكنيد: افرادي مثل سعدي،حافظ،مولانا،سهراب سپهري،احمد شاملو،فروغ فرخزاد،مهدي اخوان ثالث،نيما يوشيج،دكتر شريعتي و هزاران نويسنده و شاعر نامي كشور در عرض دو نسل،تبديل به گمنام ترين افراد،مثل ميليونها انسان گمنام ديگر كه هيچ اثري از آنها در حافظهءتاريخ باقي نمانده است مي گرديدند و اين فاجعه اي بس عظيم را مي تواند رقم بزند،كما اينكه در كشور هاي ديگر اين فاجعه اتفاق افتاده است...به نظر شما نوع و مقدار تبادلات فرهنگي در بين كشور هاي مختلف،بايد داراي چه خطوط قرمزي باشد؟آيا مي توان اجازه داد كه خصوصيات فرهنگي يك كشور توسط بيگانگان دستخوش تهاجم و تخريب گردد؟آيا نبايد ملت هر كشوري در صيانت از مؤلفه هاي بومي و فرهنگي خودش كوشا باشد؟يكي از آداب و رسومي كه در هر كشوري وجود دارد،جشن ها و اعياد و احيانا سوگواري هاي تاريخي آن كشور ميباشد:به عنوان مثال،در كشور ما،عيد نوروز و سيزده بدر و شب يلدا و اعياد قربان و فطر و غديرو...به عنوان روز هايي كه مردم در آن روزها به طرق مختلف به شادي مي پردازند،مرسوم ميباشد.آيا درست است كه جشن بيگانه اي مثل ولنتاين (كه خاستگاه و فلسفه اي كاملا بيگانه با فرهنگ ما دارد) ،به همين راحتي وارد فرهنگ اين كشور شود و جايگزين جشن هاي اصيل و صاحب خاستگاه هاي ملي يا اعتقادي گردد؟آيا كساني كه هر سال در سالگرد ولنتاين،با به به و چه چه،اين روز را جشن مي گيرند و به معشوقه(!)هاي خود هديه مي فرستند،به اين نكته توجه كرده اند كه اين نوع عادت هاي وارداتي ممكن است در دراز مدت،به فرهنگ اصيل خودي لطمه بزند؟اصلا از كجا معلوم كه مرسوم كنندگان اين جشن و انواع مشابه آن،هدفي مثل تغيير دهندگان زبان و خط كشور ها نداشته باشند؟نظر شما چيست؟
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 20:21  توسط کیوان
|