تبليغاتX
اتاق حقیقت

اتاق حقیقت

دوشنبه شب گذشته شبکه ی تلویزیونی کانال جدید (اینترناسیونال) برنامه سیاسی خود را با اجرای کیوان جاوید و با مصاحبه ی تلویزیونی حمید تقوائی دنبال می کرد. موضوع مصاحبه در مورد نام خلیج همیشگی فارس بود. متأسفانه سخنان حمید تقوائی دل هر ایرانی را آزرد و ایرانیان را متأثر کرد. جالب اینکه موضع گیری چند روز اخیر این شبکه با برنامه دوشنبه شب این شبکه در تضادی نهان بود که شاید کمتر کسی را با آنان سخنان تأثر آور تقوائی متوجه خود کرد.

این دوگانه گوئی چنان تعجب نگارنده را برانگیخت که ناچار به نوشتن این چند خط شد.

حمید تقوائی در یک قسمت از این برنامه خواستار آن شده بود که برای تغییر نام خلیج فارس، یک رفراندوم منطقه ای برگزار گردد. بدین ترتیب که از همه مردم و مسئولین یک نظرخواهی صورت گیرد. وقتی کیوان جاوید به حمید تقوائی متذکر شد که جمعیت ایران ۷۰ میلیون و کل جمعیت منطقه به ۱۴ میلیون نفر هم نمی رسد، با این تفاصیل جواب رفراندوم از هم اکنون مشخص است، حمید تقوائی برای فرار از این مشکل به وجود آورده توسط خودش، با اصلاح حرف خود، گندی دیگر زد که فکر می کنم که کیوان جاوید هم متوجه جبهه گیری این شبکه در چند شب گذشته نشده بود. تقوائی برای فرار از بحث رفراندوم، با ناسیونالیست خواندن کسانیکه ادعا دارند باید نام خلیج فارس همیشه به همین نام بماند، پیشنهاد داد که بهتر است به همراه کشورهای منطقه از منابع سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی بطور مشترک استفاده کنند. اعتقاد تقوائی بر این بود که تمام تلاش کسانیکه می خواهند نام خلیج فارس باقی بماند، به علت استفاده از این سه جزیره است.

چند نکته:

۱-    با این سخنان آقای تقوائی، مسلماً ایشان برنامه چند شب پیش همین شبکه را ندیده اند که چنین گاف نهانی را می دهند. چند شب پیش درهمین شبکه بحثی در مورد گرانی در ایران مطرح بود که البته به همه چیز جز مسئله گرانی پرداخته شد. اما اگر قرار باشد همین منابع سه جزیره ی فوق الذکر را هم با عربها تقسیم کنیم، آیا وضع اقتصاد مملکتی که پایه هایش بر اساس صادرات نفتی است، به همریخته تر و گردن اعراب حوزه، کلفت تر نخواهد شد؟ اصلا چرا باید بر سر ملکی که مالکش هستیم، باید کوتاه بیاییم.

۲-  آقای تقوائی اصلا متوجه موقعیت استراتژیک این سه جزیره نیستند. این سه جزیره تقریباً در میان خلیج فارس قرار دارد و مثل اینکه جناب تقوائی نمیدانند که یک کشور حداقل تا فاصله 12 کیلومتری از سرزمین خاکی خود به سمت دریا، از مالکیت دریایی برخوردار است و به این ترتیب آمادگی ارتش و دولت و ملت برای تهاجم بیگانگان بیشتر خواهد شد.

۳- آنچه به نظر می آید، این شبکه که توسط عده ای کرد ـ که از نوع برخورد و کلامشان بر می آید که کرد ایران نباشند ـ برای از بین بردن حس ناسیونالیستی ایران تلاش می کند، تا بتواند با تقویت همین حس در نزد کردهای ایرانی، خود را آماده تشکیل کشوری مستقل برای کردها نماید. یعنی دقیقاً همان چیزی که برای ایرانیان بد دانسته شده است، برای کردها شمشیری بسیار قوی تشخیص داده شده است.

فقط متأسفیم از اینکه کانالهای ماهواره ای، برای پر کردن وقت برنامه خود از شخصیت های کم سواد و بعضاً بیسواد دعوت می کند و تأثر بیشتر اینکه برخی نیز بدون هیچ تفکری می پذیرند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:12  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

این وبلاگ به زودی دوباره راه اندازی خواهد شد. منتظر ما باشید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:52  توسط محمدرضا بلبل پور 

.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 9:59  توسط کیوان 

!
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:17  توسط کیوان  | 

«من رهبر گروه پژاك هستم، تبعه دولت آلمانم. دولت آلمان از فعاليت هاي من مطلع است و از منزل خود در شهر كلن آلمان عمليات گروه پژاك را هدايت مي كنم.» جملات فوق بخشي از اظهارات «عبدالرحمن حاجي احمدي» به اصطلاح رهبر گروهك تروريستي پژاك است كه در مصاحبه با شبكه تلويزيوني ARD آلمان ابراز شده است. سركرده گروهك پژاك كه بارها با صدور اطلاعيه هاي متعدد به انجام عمليات تروريستي در مرزهاي غربي ايران و ترور افرادي از اتباع ايراني ساكن اين مناطق اعتراف كرده است در همين مصاحبه مي گويد: «كشورهاي بزرگ غربي به پايگاههاي ما كمك مي كنند و نظاميان آمريكايي مستقر در مناطق مرزي عراق با ايران، به دستور فرماندهان خود، فعاليت اعضاي گروه ما را ناديده مي گيرند و برخي از ژنرال هاي آمريكايي از اردوگاههاي پژاك ديدار مي كنند. ما با ژنرال هاي آمريكايي مناسبات خوبي داريم». اين تروريست در پاسخ به سهال خبرنگار تلويزيون آ.آر.دي آلمان كه پرسيده بود «آيا دولت آلمان از هويت و فعاليت شما در اين كشور مطلع است» مي گويد: «دولت آلمان مرا مي شناسد و مي داند كه رهبر پژاك هستم.» در پي اين اعترافات صريح سركرده گروهك تروريستي پژاك كه در مصاحبه با شبكه تلويزيوني آلمان صورت پذيرفته بود پايگاه اينترنتي «دويچه وله» با انتشار گزارشي تحت عنوان «ترور در ايران با موافقت مقامات آلماني»، دولت آلمان را به حمايت مستقيم از عمليات تروريستي در ايران متهم كرد و نوشت: «اظهارات عبدالرحمن-آنهم در مصاحبه با تلويزيون آلمان- ترديدي باقي نمي گذارد كه مقامات اطلاعاتي و امنيتي آلمان با او در تماس هستند-و حداقل اين كه- از فعاليت هاي عبدالرحمن و گروه تروريستي تحت رهبري او كاملاً اطلاع دارند.» دويچه وله گزارش تصويري مستندي از كلاسهاي آموزشي تروريست هاي پژاك را كه در كردستان عراق و تحت حمايت نظاميان آمريكايي تشكيل شده است منتشر كرده و به نقل از برنامه مونيتور شبكه يك تلويزيون آلمان توضيح مي دهد كه برخي از اتباع آلماني در گروه پژاك به فعاليت هاي تروريستي در ايران مشغولند و تصويري از يك عضو پژاك به نام «سرتان» را كه او نيز تابيعت آلماني دارد نشان مي دهد. سرتان در حالي كه تفنگ در دست در يكي از پايگاههاي پژاك در كردستان عراق ايستاده است با غروري احمقانه براي گزارشگر تلويزيون آلمان توضيح مي دهد كه «اخيراً، تنها در يك حمله بيش از 13 سرباز ايراني-بخوانيد اهالي يكي از روستاها در غرب كشور- را به قتل رسانده است.» در اين گزارش تصويري و مستند، يكي از كلاسهاي آموزشي گروه پژاك در كردستان عراق نشان داده مي شود و «سرتان» توضيح مي دهد كه «اكثر اين جنگجويان-تروريست ها- از سوي كشورهاي غربي به اردوگاه اعزام شده اند، از آلمان، سوئد، نروژ، فرانسه و...» «هانس كريستيان اشتروبله» از سران حزب سبزها در آلمان با مشاهده گزارش برنامه مونيتور، مصاحبه عبدالرحمن با شبكه ARD آلمان مصاحبه سرتان با دويچه وله، به دولت آلمان اعتراض مي كند كه چرا «سربازگيري پژاك» از آلمان با مخالفت مقامات اين كشور روبرو نشده و چرا دستگاه قضايي آلمان در برابر اين اقدامات تروريستي ساكت مانده است. مطابق موازين بين المللي و منشور ملل متحد اين اقدام دولت آلمان «تروريسم دولتي» بوده و مصداق ارتكاب «جنايت» عليه مردم يك كشور عضو سازمان ملل متحد است كه با توجه به اقرار صريح آلمان به ارتكاب اين جنايت پرونده فعاليت تروريستي دولت آلمان در خاك ايران قابل تعقيب و مجازات بين المللي است. و اما... در حالي كه دولت آلمان بي پرده از تروريسم حمايت مي كند و در عمليات تروريستي آشكارا و مستقيماً دخالت دارد تا آنجا كه برخي از رسانه ها و احزاب آلماني صدا به اعتراض بلند كرده اند، اين سؤال مطرح است كه وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در مقابل دخالت مستقيم و غيرقابل انكار دولت آلمان در عمليات تروريستي عليه مردم كشورمان چه واكنشي نشان داده است؟!... آيا از دولت تروريست آلمان به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كرده است؟... نه. آيا فعاليت هاي اقتصادي آلمان در ايران را متوقف كرده يا حداقل كاهش داده است؟ متأسفانه باز هم پاسخ منفي است... به خاطر بياوريد كه چند سال قبل دولت تروريست آلمان براي آزادي يكي از اتباع خود كه در ايران جرايم زيادي مرتكب گرديده و بازداشت شده بود چه سر و صدايي به راه انداخت و سرانجام نيز مجرم آلماني آزاد شد!... حسين شريعتمداري (نقل از كيهان 5/4/86ص2)
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 14:21  توسط کیوان  | 

جمعی از جوانان و دانشجویان فعال مصر با هدف مقابله با انحرافات اخلاقی و تهاجم فرهنگی،نام روز «ولنتاین» را به روز «عید محمد(ص)» و یا «روز پیامبر» تغییر دادند. به گزارش ایکنا و به نقل از روزنامهء الوطن عربستان،جوانان مصری با اعلام این مطلب اظهار کردند:تبدیل ولنتاین به عید محمد(ص)،نشان دهندهء میزان عشق و علاقهء ما به پیامبر اکرم(ص) است. همچنین مصری ها در نظر دارند این روز را با تقدیم هدایا و شاخه های زیبای گل به کودکان دارالایتام مصر جشن بگیرند. از سوی دیگر برخی علمای دینی عربستان نیز نسبت به ارتکاب معاصی اخلاقی در این روز به جوانان هشدار داده و آنها را دعوت به انتخاب جایگزینی دینی کرده اند. لازم به ذکر است؛25 بهمن (14 فوریه)در برخی فرهنگ ها روز ابراز عشق است که به نام یکی از کشیش های کاتولیک به نام ولنتاین شهرت یافته است.سابقهء تاریخی روز ولنتاین به جشنی باز می گردد که به افتخار این قدیسهء مسیحی در کلیساهای کاتولیک برگزار می شود. (نقل از کیهان25/11/85 صفحهء 15)
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 19:36  توسط کیوان  | 

صنعت توريسم در دنيا يكي از بزرگترين و مهمترين منبع درآمد ارزي براي كشورهاست؛ و طبق آمار رسمي ساليانه ۷۰۰ ميليارد دلار كشورهاي دنيا از اين صنعت بزرگ كسب درآمد مي كنند. اما سهم ايران سالانه بر طبق آمار رسمي سازمان جهانگردي از صنعت توريسم خارجي زير ۷۰۰ هزار دلار و بر طبق آمار غير رسمي چيزي حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار دلار است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 3:4  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

به این خبر توجه کنید:(سایت اینترنتی گوگل در معرفی شهر تبریز با پخش یک فیلم به زبان فارسی و مختصر توضیحی دربارهءمعماری و فرهنگ تبریز،این شهر را جزئی از کشور جمهوری آذربایجان معرفی کرده! و گفت؛تبریز شهری در آذربایجان جنوبی! است که هم اکنون در اراضی ایران قرار دارد...[نقل از کیهان21/8/85 ستون خبر ویژه.صفحهء دوِ])

هر از گاهی در اخبار و یا در بعضی محافل،حرف هائی در مورد تجزیه طلبی زده می شود و نیز بعضا اقداماتی تروریستی در این راستا صورت می گیرد که نمونهء بارز آن در سال گذشته،انفجار های تروریستی اهواز بود که به قربانی شدن تعدادی از هموطنان مان منجر گردید.از همان روزهای پیروزی انقلاب اسلامی،بارها و بارها شاهد اقدامات مشابهی در این زمینه بوده ایم که عده ای در اثر تحریکات تجزیه طلبانه ای که معمولا از خارج از کشور هدایت میشود،آگاهانه یا ناآگاهانه دست به اقداماتی اینچنین می زدند...می خواهم در مورد یکی از تجزیه طلبی هائی که بعضا مطرح می شود،یک بررسی تاریخی داشته باشم:همانطوری که می دانیم،رود ارس،مرز ایران با کشور شوروی سابق بود که پس از فروپاشی کمونیزم،این مرز به مرز ایران با جمهوری های آذربایجان و ارمنستان و...بدل گردید.لابد اطلاع دارید که سرزمین های شمال این رود که در گذشته جزءخاک ایران محسوب می شد،در اثر بی کفایتی های سران قاجار و مخصوصا فتحعلی شاه،در طی دو معاهدهءننگین گلستان و ترکمانچای،به روسیه واگذار گردید که البته در آن زمان و حتی سال های بعد،این سرزمین ها با عنوان کلی قفقاز و آران شناخته می شد.بعد از انقلاب بلشویکی و در زمان ژوزف استالین و به دستور وی، سرزمین های واقع در شمال ارس،به آذربایجان تغییرنام یافت و بدون آنکه این نام دارای سابقهءتاریخی باشد،بصورت فرمایشی جعل گردید.هدف از این کار این بود که بعد ها با در نظر گرفتن این مسئله که سرزمین های جنوب رود ارس نیز به نام آذربایجان شناخته می شود،طوری وانمود گردد که گویا مناطق جنوبی ارس از سرزمین مادری و اصلی(!) خود یعنی آذربایجان شوروی جدا گشته و باید به آغوش این مادر(!)باز گردد.در آن زمان،واکنش هائی از سوی میهن دوستان انجام پذیرفت که یکی از آنها،اقدام مرحوم شیخ محمد خیابانی در پیشنهاد تغییر نام آذربایجان ایران به آزادیستان بود که جهت خنثی نمودن توطئهءاستالین انجام پذیرفت.بدون آنکه بخواهم در مورد این اقدام،اظهار نظری نمایم،فقط می خواهم به این نکته اشاره نمایم که تجزیه طلبی،یکی از حربه های خطرناک استعمار برای سیطره و حکومت بر ممالک شرق بوده است.در حال حاضر نیز که طرح خاورمیانهءبزرگ مطرح بوده و قرار است تا کشور ما هم به شش کشور مستقل تقسیم شود،شایسته است تا مردم فهیم کشورمان با آگاهی از این نوع مسائل،از بروز تفرقه ها و تجزیه طلبی های اینچنینی جلوگیری نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 17:26  توسط کیوان  | 

پدر ميانسال بي اعتنا به چشم و گوش هاي كنجكاو، با پسر نوجوانش خلوت كرده بود؛ مي شنيد و مي گفت. پسر، دلتنگ از شبهه هايي كه خناسان به جانش انداخته بودند، پاسخ از پدر مهربان مي طلبيد. مي گفت: مي گويند شيعيان اهل غم و گريه اند و با شادي سر سازگاري ندارند، سياه مي پوشند و ناله مي كنند و بر سر مي زنند، چرا؟ مگر امامان شيعه (ع) با آن جايگاه رفيع، بي نياز از اشك و اندوه ما نيستند؟ و پدر، آرام و با وقار پاسخش مي داد: در سوز دل و اشك چشم دوستداران و پيروان اهل بيت (ع) رمز و رازي است كه جز اهل معنا بدان راه ندارند. آري، ما با غم و سرشك بيگانه نيستيم، همانطور كه با هر فضيلت انساني ديگر و براي مصيبت هاي بهترين خاندان روي زمين، اشك، كمترين مايه تسلاي خاطر است. اما عزيز دلم! بيش از آن كه بر مصايب آل رسول (ص) بگرييم، بر سرنوشت بشريت گرفتار در چنگال ستم بارگان گريه مي كنيم؛ بشريتي كه مي توانست- و شايد حق داشت- به جاي دست و پا زدن در وادي تباهي و ظلمتي كه جهانخواران برايش فراهم كرده اند، در سايه سار لطيف آگاهي و معنويت و عدالت زندگي كند. فرزندم! به دنيايي بينديش كه در آن، زمام امور جامعه كوچك مسلمانان پس از پيامبر اكرم (ص) در دستان با كفايت علي (ع) قرار مي گرفت و سالياني از سرچشمه دانش و عدل او سيراب مي شدند، آنگاه نوبت به فرزندان بزرگوارش مي رسيد و اين سلسله تا به امروز ادامه مي يافت. آيا سرنوشت انسان ها چنين مي بود كه هر روز خبرهاي تاثرانگيز گوشه اي از آن را مي خواني و مي شنوي؟ خطوط چهره نوجوان از فشار اندوه درهم رفت. گويي عقده شبهه اي ديگر سر باز كرده باشد، پرسيد: يعني اين سرنوشت محتوم انسان است؟ و پدر پاسخ داد: نه. آينده انسان، متعلق به خوبان است، و اين روي ديگر گريه هاي ماست؛ اشك شوق. براي آن كه اگر خودمان و بشريت را از حضور خاندان پاك پيامبر(ص) محروم مي بينيم، آموزه هايشان در ميان صدها ميليون انسان باايمان، حتي آنهايي كه بيرون از دايره امت اسلام هستند منتشر شده و چراغ سعادت را بر فراز راه ناتمام قافله بشري برافروخته است. همين روشنايي است كه آرامش گورستاني ظالمان را به هم ريخته و خواب خوش آنها را به كابوس بدل كرده است. امروز از پرتو نور هدايت آنهاست كه در هر گوشه جهان قامتي رعنا به نفي ستم قد برافراشته و فريادي رسا، صلاي بيداري و ايستادگي سر داده است. علاوه بر آن، اشك شوق ما براي فردايي است كه آخرين امام شيعه از خاندان پيامبر اعظم(ص)، زمام حاكميت انسانها را بدست مي گيرد و آخرين نشانه هاي ستمگري و ناداني را از ميان برمي دارد. نمي بيني كه آن روز، چقدر نزديك شده است؟...(نقل از روزنامهءکیهان۱۷/۱۰/۸۵ ستون یادداشت روز) 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 23:52  توسط کیوان  | 

همهءما در زندگي روز مره مان،بار ها و بارها شاهد دعواهاي زن و شوهر بوده ايم و اين را تجربه كرده ايم كه هرقدر كه ديگران در اين دعواها مداخله كنند،كار بيخ پيدا كرده و به جاهاي باريك مي كشد.امّا اگر زن و شوهر خويشتنداري كرده و سعي كنند تا مشكلات شان را در بين خود و بدون تسرّي دادن آن به ديگران،مخصوصا ديگراني كه هيچ تجربه اي در حل مشكلات ندارند و احيانا مغرض هم مي باشند،حل كنند،راحت تر و سريعتر به نتيجه مي رسند. اماحالتي را در نظر يگيريد كه وقتي زني در مقابل شوهر خود كم بياورد و با يك تلفن،خواهر بزرگترش و در نتيجه باجناق بزرگ را در جريان اختلاف خود با شوهرش قرار دهد.آنوقت است كه به قول معروف خر بيار و باقالي باركن...در عالم سياست هم اين مسئله صادق است:در هر كشوري كه انتخابات در آن حاكم است،طبيعي است كه بين جناح هاي مختلف،اختلاف نظر وجود داشته باشد كه البته تحمل اين مسائل،چندان مشكل نيست.اما چيزي كه باعث لاينحل شدن موضوع مي گردد اين است كه يكي از جناح ها،اپوزسيون بازي در آورد و پاي باجناق سياسي،يعني مثلا راديو هاي بيگانه را پيش بكشد،آنوقت است كه ديگر نمي توان انتظار حل مسالمت آميز موضوع را انتظار داشت و هر دوطرف بايد هزينه هاي مختلف و متنوع بسياري را متحمل شوند.در حاليكه ميتوان در بسياري موارد،با عقلانيت و گفتمان( و نه فحشمان) مسائل را حل كرد.توجه داشته باشيد كه: ژيان ماشين نميشه،باجناق فاميل نميشه.نظر شما چيه؟
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 19:27  توسط کیوان  |